مسافر
اره
ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:41 توسط هالیمایند
|
صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع . . .
* امشب اقای کهربایی یه روضه ای خوند فکر کنم در و دیوار گریه کردند ...
اصغر ما كرده غش ...
شب تاسوعا رو به نام حضرت عباس عليه السلام عزاداري ميكنن ... همه لقب ايشون رو ميدونيد ...
((((( باب الحوائج )))))
امشب چقدر مردم حاجت روا ميشن ... يعني ميشه يكي از اونا هم ما باشيم ...
امروز سر ناهار دوتایی نگاه کردیم :-)
پياده رفتم خونه عليرضا.ر
تا فروشگاه فاميلي راهي نبود.سس مايونز خريد با نخود سبز و نون لواش.مامانش ميخواد سالاد الويه درست كنه.
مامان بابا عصر رفتن کربلا
مهدی رفته خونه پدر زنش
همشیره عزیز خوابه
من بیدار ، و تنها دل خوشیم به قلم دستمه ...