ابتکار
پیشنهاد : توی ذهنم اومد با بعضی از خوانندگانم ، وبلاگ گروهی درست کنیم اما نمی دونم چه کسایی دلشون میخواد کمک کنن ؟
پیشنهاد : توی ذهنم اومد با بعضی از خوانندگانم ، وبلاگ گروهی درست کنیم اما نمی دونم چه کسایی دلشون میخواد کمک کنن ؟
... وی در سخنان خود اشاره به شعر حافظ کرد :
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
... و پس از تبریک عید سخنان خود را پایان داد .
امضا : بچه بي احساس
حسین.م هم به جمع مرغان ... ببخشید ... به جمع متاهلین پیوست :)
حاشیه :...> من و باند اراذل یه میز گوشه تالار رو اشغال کرده بودیم !
وقتی حسین با دوربین اومد بهش تبریک بگیم یک صدا داد میزدیم (( تولد،تولد،تولدت مبارک !! ))
موقع شام ، من یه دیس و نصفی رولت رو تصاحب کردم !! همه میزا 2تا دیس رولت گوشتشون مونده بود میز ما 5تا دیس تموم کرده بود :)))))
عکس العمل افراد در برابر کچلی :...> محمدرضا.ت از خنده داشت می مرد! ، دکتر عطاران گفت قبلنا کسایی رو که دختربازی می کردن می بردن کچلشون می کردن!! ، دست کشیدن افراد و تبرک جستن برای برگشتن از مکه !!دهه دوم فاطميه و روضه هامون شروع شد (شب ها تشريف بياريد روضه !)
دانشگاه رسما تعطيل شد
دكتر بني هاشم عاليه ! برداشتن پايان نامه با اين استاد ، خنده فراوون به همراه داره :))))
ديشب صابر.پ و محمد.ب اومدن جشن مون .
اين دفعه سرم رو با شماره صفر ماشين كردم !!!!!!!!!!!!!!
اثر هنری از عکاس ماهر ، راوینداسامیلافلوزیان نژاد !!!

در انتهای این رد پا ، ببخشید رد لاستیک ، تو را میخوانم :))

کار سختی بود ! ولی بالاخره کشفش کردم :دی

دقیقا این چه ماشینیه ؟!!

درخت هم به احترام ما خم می شود :))

حیاط خونه به روایتی دیگر !!

الانم خانم دكتر مسنن مظفري پياده از جلوم رد شد !!!
منم رفتم بين بچه ها واسه خودم حاضر زدم :)))
نفرين يه نفرتون گرفت !
٧:٥٠ رسيدم ولي دكتر اكبري نذاشت برم سر كلاس :))
بماند كه دير رسيدم دم در خونه شون و طفلكا مجبور شده بودن خودشون با تاكسي برن دكتر ، اما حدود يك ساعتي تو مطب خانم دكتر معطل شدم تا كارشون تموم شد .
تو راه برگشت حاج اقا ميگه اين همه معطل شدي بذار دعات كنم
حاج اقا : انشاالله زودتر داماد بشي
من : حاج اقا قرار بود دعا كنيد !؟
حاج خانم : اره ديگه ميخواستي دعاش كني !!
( هر سه تايي ميخنديم :دي )
تحویل نمی گیریم
سالی را که بدون تو تحویل شود ...
٢... نظرات خوانندگان محترم است و اگر كسي در پاسخ دادن من ناراحت مي شود به خودش مربوط است
٣... از گذاشتن نظرات خصوصي و نصيحت كردن اجتناب كنيد ( اينجا خونه سالمندان نيست ، مادربزرگ )
٤... باتشكر از حضور خوانندگان محترم باصدا يا چراغ خاموش ( به سر من منتي نيست از جهت اينجا امدن شما )
افراد : خودم تنها
ماجرا : پسر و دختري در پياده روي روبرو مشغول ... هستند
قيافه من :|
وضعيت دلم : اخه لامصبا نميشه بريد اون طرف تر كاراي خاك برسري بكنيد دل من اب نيفته !
امروز هم با خانم دكتر اميدخدا خداحافظي كرديم :)
ريا نباشه ولي حليمش خيلي خوشمزه بود !
حالا نکته اش کجاست؟
اینه که چون اسم این وبلاگ و نویسنده اش خاصه ، اون وبلاگایی که اسم اینجا رو دارن و بهش لینک دادن ، موتور جستجو اونها رو هم جزء نتایج جستجو نشون میده :-)
"" به این میگن سود دسته جمعی ""
من مثل یک قهرمان رفتم و کمکش کردم تا به آغوش گرم خانواده اش برگرده دوتا خونه پایین تر :))
خیلی دوست دارم دوباره برم کربلا
دلم تنگ شده ...
من تجربه زیادی از رانندگی در برف ندارم ولی همین چندسالی که گواهینامه داشتم و برف اومده تا حالا نشده توی برف بمونم ( بگو ماشاالله ! )
امروز عصر یه اشتباه کوچولو باعث شد که حدود یک ساعت و نیم من و مامان و خاله الاف بشیم ...
و اما اشتباه چی بود ؟
موقع سر و ته کردن به علت اینکه برف همه سطح خیابون رو پوشیده بود فکر کردم دارم روی پل میرم اما ... افتادم توی جوب !
خلاصه اینکه هرچی تلاش کردم در نیومد از اون طرف هم بوی لاستیک سوخته همه جا پر شده بود ! ( از بس چرخ ماشین درجا می چرخید ! )
خدا خیر یه آقایی رو بده تجربه داشت جک ماشینشو آورد ( جک ماشین ما خراب بود ! ) لاستیک رو آورد بالا زیرش آجر گذاشتم بالاخره درومد ... :)
توي اين كتابش به صورت واضحي درباره سياهي هاي زندگي و جبر صحبت كرده بود .
من با جبر موافق نيستم اما قلم نويسنده خيلي قويه .
پ.ن:كلا اين كتابو توي كلاساي داخلي شروع كردم به خوندن و تمومش كردم :))
ديروز با استين كوتاه امروز با شال گردن ! برف نشسته در حد تيم ملي :)
كله سحر پاشدم رفتم كلاس داخلي٢ ، نصف بيشتر پسرا نيومده بودن ! من خود شيرين چرا رفتم ؟؟؟
هرچند شما سعي نموده ايد كتاب اقاي ون نورت را خلاصه كنيد اما ،
بايد همه جايش را شبرنگ كشيد !!
عوضش من رفتم نقش منشي رو بازي كردم :)
پرمولر دو كانال رو دادم به يه خانم دكتر باشخصيت بره تو فانتوم اندو كنه !
من و بابا دو نفري با يك ID وارد يك چت روم شده و ... مابقي قضايا :))
Pantech كه هديه داداش عزيزم واسه قبولي كنكورم بود اينجا سالم و سرحال تو بغلمه !
اخر نوستالژيه :-)
هنوز تو ذهنم كامل شكل نگرفته ... بعدا بيشتر درباره اش صحبت ميكنيم ...