ثبت خاطرات
مریض قبلی اطفال من که اسمش زینب بود نصیب فرزانه.ی شد . بهش با اشاره و کنایه فهموندم به درد نخوره ولی به حرف من گوش نکرد واسه اش کار کرد . وسطاش با اینکه مادرش کنارش نشسته بود بچه طاقت نیاورد زد زیر گریه آخرشم استفراغ کرد گند زد به هیکل خودشو فرزانه.ی !
شب خونه علی.ت رفتیم چلوکباب خوردیم ، سور کربلا رفتن میلاد.س
یک شنبه 3 آذر :
صبح که از خواب بیدار شدم دیدم تو واتساپ پی ام گذاشتن توافق هسته ای ایران با غرب انجام شد . رفتم فرارو خبراشو خوندم دیدم آقای محمد جواد ظریف وزیر خارجه کشورمون با وزرای خارجه گروه 5+1 یعنی آمریکا انگلیس آلمان فرانسه چین روسیه و خانم کاترین اشتون مسئول روابط خارجه اتحادیه اروپا یه توافق نامه 6 ماهه امضا کردن به تبع اون قیمت دلار و طلا اومده بود پایین .
رفتم شرکت اقای مهندس.ب درباره مسائل مهمی همچون خواستگاری ازدواج تحصیل شهرت و ... صحبت کردیم . ادم خیلی روشن فکریه خیلی استفاده کردم .
دوشنبه 4 آذر :
عصر بخش پریو داشتم که محمد.ب بهم گفت مادرش زنگ زده خونه مهدیه.ی واسه خواستگاری قرار شده یه هفته دیگه خبرشو بدن . بهش گفتم دامادیت مبارک گفت مصطفی.ک سر بنفشه.ع همین حرفو بهم زد بهش گفتم اون دختره دنبال لقمه چرب تر بود ولی این یکی رو هوا بهت بله میگه حالا ببین .
تو کتابخونه مرکزی امیر.م بهم میگه کاش با یکی ازدواج کنی که خواهر داشته باشه بعد من باهات باجناق بشم میخندم بهش میگم حتما بعدشم بیای منو بکنی میخنده :دی
سه شنبه 5 آذر :
خانم دکتر فرزانگان فهمید دارم واسه تخصص میخونم واسه قانون رینگ استریت ازم پرسید من گفتم 50 50 است گفت قضیه ازدواج شما هم مثل طلا و مسه ! چون تو میخوای حتما 50 درصدش حله :))
چهارشنبه 6 آذر :
امیرحسین.ن ساعت 8.5 موقع حضور غیاب رسید به بچه ها اشاره کرد بیاین بیرون وقتی شلوغ شد خودش اومد تو کنار من نشست استاد نفهمید جدید اومده واسه اش حاضر زد !
تو بخش تشخیص امتحان mini cex دادم . خانمه 4 ماه پیش حامله شده بود الان تورم داشت یا پریفرال ژانت سل گرانولوما بود یا پیوژنیک گرانولوما
تو بخش جراحی یه مریض اومد ریشه باقی مانده دندونش رو بکشم دیدم به چشمم آشناست ولی چیزی نگفتم پرونده اش رو که نگاه کردم دیدم یه سال پیش خودم واسه اش دندون کشیدم ! بهم گفت اقای دکتر شناختم تون :-)
کتابخونه پزشکی بودم که آرمین.و مسعود.ظ بنیامین.ظ و محیا همسایه مون رو دیدم . از بس ریش گذاشتم یا منو نشناختن یا کف کردن :دی
در سیاهی شب و نور لپ تاپ